شب است و سیاهی جیغ می کشد ، ناخنهایش هنوز بر تنم سنگینی م

شب است و سیاهی جیغ می کشد ، ناخنهایش هنوز بر تنم سنگینی می کند ،      می سوزد ،‌ اما زیباست ، درد است ، اما زیباست ، نمی دانم .
دیدگاه ها (۵)

صبح صدایت کردماصلا به روی خودم نیاوردمکه نیستی#حسین#معروفی

هی پا به پا نکن که بگویم سفر بخیر مجبور نیستی بمانی ولی نروو...

سیب سرخی به من بخشید و رفت ساقه سبز مرا او چید و رفت عاشقیها...

شعر را گاهی باید سیاه سرود ۰۰۰ سیاه به رنگ گیسوان زنی که واژ...

🌱🍒مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق استکه سوز از سوز و د...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط