بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هشتاد یک🍷🔪


با ناراحتی نگاه ازش گرفتم

من نمی‌خواستم
من راضی نبودم

من راضی به آزار مورچه ام نبودم چت برسه بت سمانه

ولی خودش خواست
خودش بد بود

خیلی بد بود
قضاوت میکرد و من از قضاوت شدن به شدت متنفر بودم

پوزخندشو شندیم

+ت وله سگات بزرگ شدن

لب گزیدم
میخواستم توجه نکنم

حالم بد بود

حق نداشت به بچه هام اینطوری بگه

+خوب داری جای پاتو محکم میکنی

باز جواب ندادم
عصبی جلو اومد چند قدم فاصله داشت .
+بچه های کوروش نیستن، این و بفهمه جدا میشه ازت...

چشمام گرد شد

سرم و بالا آوردم
_چی؟

+یه خی ا ن ت الکی ،‌هوم؟ چطوری میخوای ثابت کنی الکیه وقتی مدارک محکمی جور کردم

با قلبی که تند میکوبید اکشن از گوشه چشمم راه پیدا کرد

داشتن طوطعه میکردن برا من؟
دیدگاه ها (۱۳)

واااااای عشقاااا یک پارت خفن ولی غمگین مخام بعد این پارت برا...

روحت شاد برار گفتم خوب بخابی ولی خیلی زود بود برا رفتنت رو...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هشتاد🍷🔪شکم بزرگم اذیتم میکردبا تکون ...

این کلیپ تقد یم به اونایی که گفتن ده 80بیشتر بیشتر درد کشیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط