MY DOLL
.. MY DOLL..
انقدر که خندیدم دلم درد گرفت
+ای جیمین بسه (در حال خنده)
_حالا حالا ها باهات کار دارم
اومدم دستم رو از دستش جدا کنم که
لب..ش رو گذاش روی لب..م هر چی زدم به شونش تکون نخرد
۲مین بعد
دیگه واقعا داشتم نفس کم می آوردم یهو یادم افتاد که یه کاری می تونم انجام بدم پام رو بلند کردم و محکم زدم اونجاش همین که لب..ش از لب..م جدا شد به سمت در رفتم در رو باز کردم و به پایین رفتم
دیدم جیمین لنگان لنگان داره سمتم میاد
_کجایی ا.ت، وایستا دارم برات
اومد و من رو روی دوشش گذاشت
+ جیمین ببخشید غلط کردم دیگه تکرار نمی کنم
_نه خیر تو باید آدم شی دفعه ی قبل هم همین کارو کردی بخشیدمت اما این دفعه بخششی در کار نیست (عصبی)
+جیمین تورو خدا ببخشید (ناراحت)
......_
ویوی راوی
جیمین در اتاق رو باز کرد و ا.ت رو روی تخت انداخت و شروع به کندن لباس های خودش و ا.ت کرد
از نظرتون یه کم زود نیست اسمات بنویسم؟؟
انقدر که خندیدم دلم درد گرفت
+ای جیمین بسه (در حال خنده)
_حالا حالا ها باهات کار دارم
اومدم دستم رو از دستش جدا کنم که
لب..ش رو گذاش روی لب..م هر چی زدم به شونش تکون نخرد
۲مین بعد
دیگه واقعا داشتم نفس کم می آوردم یهو یادم افتاد که یه کاری می تونم انجام بدم پام رو بلند کردم و محکم زدم اونجاش همین که لب..ش از لب..م جدا شد به سمت در رفتم در رو باز کردم و به پایین رفتم
دیدم جیمین لنگان لنگان داره سمتم میاد
_کجایی ا.ت، وایستا دارم برات
اومد و من رو روی دوشش گذاشت
+ جیمین ببخشید غلط کردم دیگه تکرار نمی کنم
_نه خیر تو باید آدم شی دفعه ی قبل هم همین کارو کردی بخشیدمت اما این دفعه بخششی در کار نیست (عصبی)
+جیمین تورو خدا ببخشید (ناراحت)
......_
ویوی راوی
جیمین در اتاق رو باز کرد و ا.ت رو روی تخت انداخت و شروع به کندن لباس های خودش و ا.ت کرد
از نظرتون یه کم زود نیست اسمات بنویسم؟؟
- ۲۵۵
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط