مینویسم از بودنتاز عشقاز لبخند بی کلامت

مینویسم از بودنت،از عشق،از لبخندِ بی کلامت

خط میزنم نبودنت،تاریکیِ محض،بغضِ نگاهت

تلالو چشمانِ غمبارم،حرفها دارد با دلت

بشنو حرفهای کهنه را،بی صدا...نشکند بغضت

بغضِ کلامت گر شکست،نَنگَرم بر چهره ات

ناشناس برو،من ندیدم بارانِ نگاهت...
دیدگاه ها (۲)

به غرورم کاری نداشته باشهرچه می خواهی بشکناز دلم بگیرتا ته ح...

سلامتے روزاے بےکسےروزایے که درو دیوار ھم دلشون به حالت میسوز...

این شعرو خیلی دوس دارم ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﻲ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط