پارت پانزدهم
پارت پانزدهم
🔥عشق ابدی ما🔥
شدو: چون به سونیک قول دادم پس خودم رو پرت کردم ولی همین اولین قدم رو برداشتم یکی از پشت بغلم کرد و منو کشید
؟؟: نمیزارم خودت رو پرت کنی این کار رو نکن
شدو: چییی چطوری تو.. تو.. اشک شوق تو زنده هستی سونیک... برگشت
سونیک: شدو چرا میخواستی این کار رو کنی این دیونگیه چرا بدون تو من چیکار میکردممممم یه بار هم فکر نکردی اگه بیدار بشم.... ببینم ن..ن.. شدو تو با این کار دیونم میکردیییییی( گریه های بی صدا سونیک که دختر نیست بدون صورت معصوم هست پسر تصور کنید)
شدو: سونیک گریه نکن ببخشید ولی همش تقسیر من بود اگر انقدر عصبی نمیشدم تو این اتفاق برات نمی افتاد کاش نبودم
سونیک: نه شدو اگر تو نبودی من هیچ وقت عاشق تو نمیشدم و از دست اون عوضی نجات پیدا نمیکردم
شدو: ولی سونیک تو نبضت نمیزد چطوری اومدی
سونیک: خوب نمیدم چطور ولی تمام صدا هاتون رو میشنیدم تو منو بغل کردی تیلز گفت نبضم نمیزنه من زنده بودم فقط انگار کلا همه جای بدم حتی قلبم فلج شده بود تا وقتی که تیلز گفت قدرتت رو بکشی بیرون و من بلند نمیتونستم بشم ولی صدای پاهات رو شنیدم بعد از چند ثانیه تونستم بلند بشم و اومدم دنبالت که با صحنه وحشتناکی مواجه شدم داشتی ولی همه نگرانم بودید(خنده مرموز)حتی.. تووو(صدای آروم و مرموز) و من الان آماده یه مسابقه هستم(گرم کردن دست) تا مدرسه
شدو: یه لحظه دیگه این بحث رو وسط نکش ولی از الان معلومه کی برندست من برندم
سونیک: خواهیم دید با شمارش من ۱...۲....وووووو ۳
چند ثانیه بعد
سونیک: هی شدو اون عقب راحتی
شدو: ......(با سونیک برابر شد)نوچ راحت نبودم (سرعتش رو بیشتر کرد)
سونیک: هی وایسا...
من: خوب یه روح تازه بهتون بخشیدم و تو رو خدا دیگه منو با رمان تحدید نکنید من عوضی نیستم ولی این دوتا معلوم نیست چند چندن عصبیم میکنن با هم رسیدن ادامه...
شدو: خوب مساوی شدیم من خوابم میاد بریم بخوابیم
سونیک: اره خستم بریم (رفتیم اتاق) خوب من از امروز پیش تو میخوابم و خوبه که فردا تعطیله
شدو: چرا.. ام درسته تخت داغون شد چون نالکز رو پرت کردم... منم بدم نمیاد پیشم بخوابی
سونیک: هم نظریم ولی من کنار دیوار میخوابم باشه
شدو: باشه هرچی تو بگی پس بریم بخوابیم
"چند دقیقه بعد"
سونیک: شدو... شدو... من خوابم نمیبره
شدو: باشه بیا بغلم
سونیک:(یس) ممنونم شدو
شدو: میدونم چی تو سرت میگذره(خدایا مامانم میگفت برم بغلش بخوابم ولی نمیرفتم)
سونیک جالبه احساس میکنم عروسک بغلمه
سونیک: شدو تو هم خیلی گرمی دوست دارم شبت بخیر
شدو: ... منم دوست دارم
خوب پارت بعدی آخر ساله و اینا کنار هم میخوابن و خیلی چیز های دیگه میخرن و اجازه رو میگیرن...
عاشقتونم خیلی زیاد من گفتم عوضی نیستم و دوستان داستان از قبل پیش نویس داشته که تبدیل به پارتش کردم و دوستان گرامی با همتونم از نقطه زعفم استفاده نکید و رمان ها رو بنویسید با همتون هستم عاشقتونمممممم خیلیییییی زیاددددد🌹❤️🔥
تا بعد عشقام❤️🔥😍
🔥عشق ابدی ما🔥
شدو: چون به سونیک قول دادم پس خودم رو پرت کردم ولی همین اولین قدم رو برداشتم یکی از پشت بغلم کرد و منو کشید
؟؟: نمیزارم خودت رو پرت کنی این کار رو نکن
شدو: چییی چطوری تو.. تو.. اشک شوق تو زنده هستی سونیک... برگشت
سونیک: شدو چرا میخواستی این کار رو کنی این دیونگیه چرا بدون تو من چیکار میکردممممم یه بار هم فکر نکردی اگه بیدار بشم.... ببینم ن..ن.. شدو تو با این کار دیونم میکردیییییی( گریه های بی صدا سونیک که دختر نیست بدون صورت معصوم هست پسر تصور کنید)
شدو: سونیک گریه نکن ببخشید ولی همش تقسیر من بود اگر انقدر عصبی نمیشدم تو این اتفاق برات نمی افتاد کاش نبودم
سونیک: نه شدو اگر تو نبودی من هیچ وقت عاشق تو نمیشدم و از دست اون عوضی نجات پیدا نمیکردم
شدو: ولی سونیک تو نبضت نمیزد چطوری اومدی
سونیک: خوب نمیدم چطور ولی تمام صدا هاتون رو میشنیدم تو منو بغل کردی تیلز گفت نبضم نمیزنه من زنده بودم فقط انگار کلا همه جای بدم حتی قلبم فلج شده بود تا وقتی که تیلز گفت قدرتت رو بکشی بیرون و من بلند نمیتونستم بشم ولی صدای پاهات رو شنیدم بعد از چند ثانیه تونستم بلند بشم و اومدم دنبالت که با صحنه وحشتناکی مواجه شدم داشتی ولی همه نگرانم بودید(خنده مرموز)حتی.. تووو(صدای آروم و مرموز) و من الان آماده یه مسابقه هستم(گرم کردن دست) تا مدرسه
شدو: یه لحظه دیگه این بحث رو وسط نکش ولی از الان معلومه کی برندست من برندم
سونیک: خواهیم دید با شمارش من ۱...۲....وووووو ۳
چند ثانیه بعد
سونیک: هی شدو اون عقب راحتی
شدو: ......(با سونیک برابر شد)نوچ راحت نبودم (سرعتش رو بیشتر کرد)
سونیک: هی وایسا...
من: خوب یه روح تازه بهتون بخشیدم و تو رو خدا دیگه منو با رمان تحدید نکنید من عوضی نیستم ولی این دوتا معلوم نیست چند چندن عصبیم میکنن با هم رسیدن ادامه...
شدو: خوب مساوی شدیم من خوابم میاد بریم بخوابیم
سونیک: اره خستم بریم (رفتیم اتاق) خوب من از امروز پیش تو میخوابم و خوبه که فردا تعطیله
شدو: چرا.. ام درسته تخت داغون شد چون نالکز رو پرت کردم... منم بدم نمیاد پیشم بخوابی
سونیک: هم نظریم ولی من کنار دیوار میخوابم باشه
شدو: باشه هرچی تو بگی پس بریم بخوابیم
"چند دقیقه بعد"
سونیک: شدو... شدو... من خوابم نمیبره
شدو: باشه بیا بغلم
سونیک:(یس) ممنونم شدو
شدو: میدونم چی تو سرت میگذره(خدایا مامانم میگفت برم بغلش بخوابم ولی نمیرفتم)
سونیک جالبه احساس میکنم عروسک بغلمه
سونیک: شدو تو هم خیلی گرمی دوست دارم شبت بخیر
شدو: ... منم دوست دارم
خوب پارت بعدی آخر ساله و اینا کنار هم میخوابن و خیلی چیز های دیگه میخرن و اجازه رو میگیرن...
عاشقتونم خیلی زیاد من گفتم عوضی نیستم و دوستان داستان از قبل پیش نویس داشته که تبدیل به پارتش کردم و دوستان گرامی با همتونم از نقطه زعفم استفاده نکید و رمان ها رو بنویسید با همتون هستم عاشقتونمممممم خیلیییییی زیاددددد🌹❤️🔥
تا بعد عشقام❤️🔥😍
- ۲۹۴
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط