𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓
𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2
𝙋𝙖𝙧𝙩:10

-تهیونگ! تهیونگ بیدار شو!

با صدای جونگکوک بالاخره چشمان ترسیده اش را باز کرد.

پیشانی اش عرق کرده بود و دستانش می‌لرزید.
بلند شد و روی تخت نشست.
نفسش تقریبا داشت بند می آمد.

با دیدن پسرک ترسیده که دستش را گرفته بود ،یاد حرف های سونگوو افتاد.

[به قولت عمل کن...یا قبول کن که یک کیم واقعی نیستی‌]

جئون را هل داد و از خودش دورش کرد.

-هی! چته،دیوونه

+برو بیرون

-چی؟

+کری؟ گفتم برو بیرون!

-ته..چت شده...ساعتو دیدی ؟این موقع من کجا برم آخه...

+مگه مرد گنده نیستی ؟عرضه نداری خودت بری خونه ات؟ خودتو جمع کن و لباس بپوش...

پسر سعی کرد بازوی او را لمس کند اما مرد او را پس زد.

+بهم دست نزن, برو بیرون

-ولی..خودت منو آوردی اینجا،گفتی تو رو با هیچی عوض نمیکنم..گفتی تا ابد باهات میمونم..الان چت شد؟

کیم به او خیره بود...

-نگاهت همونه ولی زبونت تند شده..چرا نمیگی چیشده،بیب

گاهی انسان ها کلمات زیبایی از دهانشان بیرون می آید.

اما انسان ها می‌توانند کار هایی کنند که حتی باور کردنش هم سخته.

+تنهام بزار..حتما میخوای التماس کنم که بری؟

این کلمات زیبا می‌توانست با خواست خورده انسان بیان شوند...یا شاید هم اجباری.

قلب کیم فریاد میزد که تمومش کند، میخواست او را در آغوشش بگیرد و ببوسد.

اما انسان هرچیزی را که میخواهد بدست نمی آورد.

هنوز هم سردی و جدیت آن جملات را حس میکرد.

با بلند شدن پسر از روی تخت حواسش برگشت.

-تو دیوونه شدی،ته

تهیونگ چیزی نگفت.
چیزی نداشت که بگوید.

جونگکوک پوشیدن لباس هایش را تمام کرد و با برداشتن گوشی اش سمت در رفت.

-فردا صحبت میکنیم، باید این رفتار مزخرفتو توضیح بدی،کیم تهیونگ

و از اتاق خارج شد.

تهیونگ ملفحه را چنگ زد.

نگاهی خیره را حس میکرد.. سرش را به راست و بعد به چپ چرخاند.
با نگاهش به دنبال کسی بود.

+ عمو سونگوو..

ترس و آدرنالین را حس میکرد و باز هم آن صدا.

(یک امتیاز مثبت)

+فاک...

~و حالا...انتقام ادامه داشت~
دیدگاه ها (۲۰)

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:11سرمای هوا به صورتش میخورد.زمستان نزدی...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:12^ مقاومتت برای چیه؟ من مطمئنم که اون ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:9"روز بعد،نیویورک"آفتاب صبحگاهی به داخل...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:8 "همان شب،نیویورک"هوای تازه شهر به پوس...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:4با وارد شدن پرستار حرف مرد کامل نشد.؛ب...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:6تهیونگ تار موی مشکی ای که روی پیشانی پ...

پارت۳۱ قمار یا زندگی

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:3بعد کلی بحث بالاخره تهیونگ توانست پسر ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:7با صدای زنگ خوردن لحظه عاشقانه شان قطع...

شاگرد لوس من

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط