🍇 باریک تَر از مویِ سَرت

🍇 باریک تَر از مویِ سَرت

🎀 گردن ما بود

🍇 آن روز که موهایِ تو

🎀 در باد رَها بود

🍇 لبخند زدی

🎀 قالبِ شِعرِ من عَوض شُد

🍇 در شِعر من اِنگار

🎀 الَم شَنگه به پا بود



💕 💕 💕
دیدگاه ها (۱)

توحس آرامش بہ مڹ دادےوقتےڪہ تنهاگریہ مےڪردممثڸ طبیبےآمدےاےعش...

امروز در بند اسارت باتو همدردم...من ای زلیخا عاشقے را از تو ...

قشنگ ترین لحظه های عمرم را پای ساده ترین خاطرات خواهم ریختتا...

آغوش توانتهای تمام آرزوهای من است❤ ️

سناریو ران

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲ همانطور که دخترک قهر کرده بود ، ...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

فصل دومپارت چهاردهم | گفتنِ یک حقیقت سختسه روز گذشت...اما جن...

بهار بدون تو

The Boy Who Stole Me From DeathPart 2سه روز گذشته بود.سه روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط