نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد
دیدگاه ها (۱)

با خلق می میخوری و با ما تلو تلو..

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

گرچه این شــــــــــهر شلوغ است ولی باور کن آنچنان جای تو خ...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط