میان باد وباران گیر کردند

میان باد وباران گیر کردند
مرا با هر دقیقه پیر کردند

خبر از تو نیاوردند امروز ...
دوباره قاصدک ها دیر کردند


دوستای گلم کجا رفتین آخه
نمیگین اینجا دلمون واستون تنگ میشه
امروز داشتم پستای قبلا رو نگاه میکردم یادش بخیر چه روز ایی رو کنار هم داشتیم
اشک از چشام اومد
خیلی دلتنگتونم∩(︶▽︶)∩
دیدگاه ها (۴۸)

کسخلان گروگان

شعر : قاصدکها میان باد وباران گیر کردند مرا با هر دقیقه پیر...

این اولین متن بلند من تو ویسگون هست پس مهمه که نوشتم.مخاطب ا...

هه رفیق بزرگی بهم گفت بچه که بودم یه جوجه داشتم خیلی دوستش ...

اومدی بالاسرم منو دیدی بالاخرهدر این خونه رو نگاه روش عکسه ی...

پارت 2من : درکت میکنم ... چی بگم دیگه مامانته نمیتونم بگم نر...

اهوی من فصل ۲ پارت ۱۰ رفتیم پایین ک تو استخر ها خالی بود ولی...

عشقی که دوباره به وجود آمد پارت ⁷آنیا:صبح از خواب بیدار شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط