پنج‌شنبه شاعر محزون و تنهای‌ست که غزل به دست

پنج‌شنبه شاعر محزون و تنهای‌ست که غزل به دست

در گروستان اشعار از دست رفته‌اش پرسه می‌زند

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

پنج‌شنبه شاعر محزون و تنهای‌ست که غزل به دستدر گروستان اشعار...

تن تو بستر زاینده‌رود و من همانباران که سر حجاب تو گیر افتاد...

از کنارم بی‌تفاوت رد نشو، قدری بماناز نگاه زیر چشمم، حال و ر...

از کنارم بی‌تفاوت رد نشو، قدری بماناز نگاه زیر چشمم، حال و ر...

شعر را تا آخر بخونید و با آن صفا کنید. و با لینک مجازی هم بف...

آیـــا اثــر از گـمشـده ی شیــعـه نـدیـدیــد؟آیـــا دلِ شب ن...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط