قسمتپارت

‌‌(قسمت{4}پارت{3})
+آقا آرسان اومدم یه چیزی رو بهتون بگم
_بفرمایید فقط حرفی جز کار نباشه... یه نگاه مضحکی بهم کرد و با صدای تو دماغیش حرفشو ادامه داد
+ولی من حرفم غیر از کار بود(میخام غیر از کار نباشه صدسال سیاه ج. نده خانم😒🔪)
_پس لطفاً برین بیرون(احسنت پسر خودمه😌)
+نه نمیرم... چه پررو شده این
_بفرمایید حرفتون رو بزنید و برید.... آلیا اومد سمت میزم میز رو دور زد و اومد رو به روم ایستاد یکی از دستاشو گذاشت روی لباس کارم آروم شونم رو نوازش کرد حالم داره بهم میخوره بلند داد زدم
_یا زود حرفتو میزنی یاااا گممم میشی بیرووون
+باشه حالا چرا جوش میاری عزیزم.... اعصابم داشت خورد میشد محکم دستمو زدم روی میز که سه متر بالا پرید و با اون یکی دستم دستشو محکم گرفتم و پرتش کردم عقب با داد بهم گفت
+وحشی چته
_تو چته تو میدونه ک من دکتر این بیمارستانم و رئیس اینجا و میتونم اخراجت کنم تا الانم اگر تحملت کردم بخاطره پدرت بوده ک خیلی گناه داره همچین دختری
مثل تو داره
+برام مهم نیست من کار رو نمیخام من تورو میخام.... انگشته اشارمو به سمت در گرفتم
_گمشو از اتاقم بیرووون
+کجا برم گم بشم وقتی اینجا توی نگاهت گم شدم... به شدت اعصابم خورد شد
_خانم سایلر (فامیل نکردش) شما اخراج هستین از اتاقم برو بیرون
+ا.
_بیروووون...الیا رفت بیرون هوف راحت شدم از دستش اعصابم توهم بود جوری ک دلم میخاست الیا رو خوردش کنم حالم بهم میخوره ازش
دیدگاه ها (۲)

‌‌(قسمت(4)پارت(4))+تق تق تق_کیه+منم_بیا تو.... ماهتیسا اومد ...

(قسمت (5)پارت(1))چشمام پر از اشک شد سرم رو پایین انداخته بود...

*ارسان*حسه عجیبی داشتم خودم نمیفهمیدم چم شده ولی ماهتیسا خیل...

‌‌(قسمت{4}پارت{1}‌)+بزارم زمین آرسان بزار منو زمین هههههه‌(ص...

Part7ویو راوی دخترا به سمت دستشویی رفتن-فکر نکنم جیمسون و گر...

Part18تا رسیدم به شیشه ی روبه روی اتاق الیا نفس راحت کشیدم و...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²³ا/ت:از جئون جونگکوک هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط