قلب را

قلب را

از سینه اش

بیرون کشید

با تامل

خوب

او را باز

دید !

هیچ جایی

از برای

خالقش

هرگز نبود

حب دنیا

بود

سرتاسر

در او

سخت آشفت و

گریست

لیک دیگر

فرصتی

هرگز نبود

لحظه ایی

در خود شد و

بی تاب شد

روح او

آماده

پرواز شد !

ای خوشا آن دل

که دارد

حب حق

موقع رفتن

ندارد هیچ غم .
دیدگاه ها (۹۳)

آن غنچه که پژمرد شکوفا شدنی نیستآن سینه که بشکست مداوا شدنی ...

چنان عشق تواثر داشت توی زندگیم که من هرگز نتونستم باکسی خوبگ...

:💔 مهدی جان🍃 🌼 دفتر شعرم یڪی در میان📝 🍃 🌼 پر است از صفحه‌ها...

in your eyes

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۳۳ویو راوی همینطور ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط