مامی کوچولو

مامی کوچولو

پارت آخر

رفتم تو حال
عصابم خورد شد رفتم جلو
به دختره گفتم

ات: بلند شو (حرصی)

دختره: کوکیم ببین چیکار میکنه (لوس)

ات: میدونی من کیم

دختره گفت کی هستی مگه

ات: مادر کوک

دختره بلند شد و تازه خیالش جمع شد بعدش
گفت میخواد برد
دستشو گفت کدوم سمت گفتم چپ ولی
رفت سمت راست سمت اتاق من
بعد شک کردم به تمام عضا گفتم بریم
بالا رفتیم بالا دیدیم دیدیم
داره ازمدارک عکس میگیره گوشی رو گرفتم هنوز فقط یه عکس گرفته بود بعدش حذف
کردم و بعد گوشی رو کوبوندم تو سرش

بعد دیدم جنگکوک داره گریه میکنه
نازش کردم و گفتم اشکالی ندار

زمان حال:

مامان مامان

ات: جانم دخترم کیلی دوسلت دادم ( بامزه میگه)

عشق برو بچه رو بخوابون

جنگکوک: چشم عشقم

و پایان

☆♡☆♡☆♡
دیدگاه ها (۰)

مامی کوچولو

خب بچه ها پارت بعدی داخل ای پیچ@۹۸۹۳٠۱_۱۷۴۵

اون مال منه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط