می ترسم از آدم ها......

می ترسم از آدم ها......
آدم هایی که دست می گذارند
روی تنهای ات!!
مجوز ورود می گیرند
و تنهاترت می کنند.........

آدم هایی که سایه می اندازند روی سرت!!
و بی تفاوت،، سایه سنگین میکنند.....

آدم هایی که ساده می گیری
بودنشان را!!
وسخت میکنند گذر لحظه هایت را......

آدم هایی که کوه معرفت می شوی
برایشان!!
و آنها مدام می لرزانند تو را با
آتشفشان بی معرفتی هاشان.......

آدم هایی که به هزار و یک خاطره
دل بسته شان می شوی!!
و آنها بی تفاوت می گذرند و میروند......
دیدگاه ها (۱۲)

نه عاشق بوده اند...نه عاشق می شوند...گنجشک هایی که یک عمراز ...

عشق.......کودتایی ست در کیمیای تن!!و شورشی ست شجاعبر نظم اشی...

بیدار میشوی.......به خودت صبح بخیر میگویی!!برای خودت چای می ...

حواسم را جمع کردم..چشمانم را باز..گوش هایم را تیز..به سایه ا...

.

---### موقعیت: فرودگاه لس‌آنجلس – سالن ورودی مسافران بین‌الم...

قصه پنجم: خوارجوقتی تقدّس‌نمایی، شمشیر را بر روی ولیّ خدا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط