اسم فیک:عشقی که انتظارش رو نداشتم...☆

اسم فیک:عشقی که انتظارش رو نداشتم...☆
P4
+خب... من ... میخواستم بگم که....من از تو خوشم میاد اگه مایلی باهم بریم تو رابطه(باخجالت فراوان جوری که لپاش قرمز شد*اوخودااااا نینی🍼)
《ویو جونگ کوک》
وای.. این چه حسیه؟ چرا االان قلبم به تپش افتاده؟ نمیتونم اروم باشم... وای چرا دستام دارن میلرزن... فک کنم منم عاشقش شدم؟
_خب... من..اقای تهیو-
+میتونی صدام کنی" ته" واینکه بیا دیگه رسمی صحبت نکنیم🎀
_باشه ته(مهربون)
_خب.. فک کنم منم از تو خوشم اومده...و میخوام باهات بیام توی رابطه...(خجالت نه هاااا خجالتتتتتتتتتتتت)
《ویو کیوتعلی*خودم》
تهیونگ وقتی این حرفه جونگ کوک رو شنید بی صبرانه به سمت لبهای جونگ کوکیش حمله ور شد و مک های عمیقی میزد و جونگ کوک هم تهیونگ رو همراهی میکرد ......(چیه؟ میخوای گذارش کنی؟ به کیرمم نیستی گزارش کن)
《سه سال بعد روز تولد جونگ کوک》
《ویو تهیونگ》
خب امروز همه چیز امادست ومن فقط منتظر عشقم جونگ کوک میمونم تا از بیرون برگرده خونه تا غافلگیرش کنم(با شور و شوق)
*صدای چرخیدن کلید توی در اومد*
(جونگ کوک اومد داخل و دید که همه جا خاموشه و چند بار ته رو صدا زد)

ادامش رو برو پارت بعد
دیدگاه ها (۴)

_ته ته جونمممم... عشقممم کوجایی؟تهیونگییییی (با داد و یکم تر...

بچه ها پارته اسمات رو نمیزارم نظرم عوض شد پارت اسمات الان ام...

من بازم اکسپلور بودمممممممعررررررر مرسیییییی❤️❤️

گودرت پسرامممم💪💪💪

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط