𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌
Part 15

شب، جلسه‌ی شورای سلطنتی برگزار شد.

هیونجین، فلیکس، چان، چانگبین و سونگمین دور میز نشسته بودند.

چانگبین چند سند قدیمی روی میز گذاشت.
چانگبین: سه خاندان در زمان جنگ از بین رفتن.

سونگمین: خاندان سلطنتی؟

چانگبین: نه.

چانگبین یکی از اسناد را باز کرد.
چانگبین: خاندان‌های نگهبان.

فلیکس: نگهبان چی؟

چانگبین: نگهبانان پیمان نور و سایه.

هیونجین: و آخرین بازمانده‌شون؟

چانگبین مکث کرد.
چانگبین: پیدا نشده.

چان: یعنی ممکنه هنوز زنده باشه؟

چانگبین: بله.

در همین لحظه در باز شد.

جونگین وارد شد.
جونگین: ببخشید که دیر کردم.

فلیکس: چیزی شده؟

جونگین سر تکان داد.
جونگین: نه. فقط توی آرشیو سلطنتی چیزی پیدا کردم.

یک نامه روی میز گذاشت.

سونگمین آن را باز کرد.
چند خط اول را خواند.
بعد ناگهان ساکت شد.

هیونجین: چی نوشته؟

سونگمین آرام گفت:
سونگمین: «وارث زمانی متولد خواهد شد که خون آسمان و سایه دوباره در یک پیمان به هم پیوند بخورد.»

همه به هم نگاه کردند.

فلیکس آرام پرسید:
فلیکس: یعنی...

چانگبین ادامه‌ی نامه را خواند.
چانگبین: «و تنها کسی که می‌تواند او را پیدا کند، کسی است که رایحه‌ی نور را بشناسد.»

هیونجین نگاهش را به فلیکس دوخت.

فلیکس هم به او نگاه کرد.

برای چند ثانیه...
هیچ‌کدام حرفی نزدند.

اما هر دو یک سؤال مشترک داشتند:
اگر این پیمان قرار بود فقط یک ازدواج سیاسی باشد... چرا سرنوشت از قبل آنها را انتخاب کرده بود؟




پایان پارت ۱۵



#فیک
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
#استری_کیدز
#استی

#چان
#لینو
#چانگبین
#هیونجین
#هان
#فلیکس
#سونگمین
#ای_ان
دیدگاه ها (۱)

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 16جلسه تمام شده بود.اما فلیکس هن...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 14بعد ازظهر، فلیکس برای قدم زدن ...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 13هیچ‌کس حرف نمی‌زد.همه به جمله‌...

‌𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 5روز بعد، تالار اصلی پر از اشرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط