Part
Part 12
ا/ت:چیشده
لیلی :همین رو کم داشتیم این میمونم اینجاست
ا/ت:کدوم میگی
لیلی:اون لباس مشکی بازه
ا/ت:اوه مای گاد چرا اینجوری لباس پوشیده کیت میشه
لیلی:اون دختر عمومه هميشه این شکلی لباس می پوشه خیلی رو مخه.......(حرفش نصفه موند)
ا/ت:اومد
(اسم دختر عموش نوناعه)
نونا:سلام (راستی کلا با عشوه صحبت میکنه)
لیلی:سلام(با حرص)
ا/ت:سلام
ا/ت با آرنج میزنه تو پهلو لیلی برای اینکه قیافش رو درست کنه که لیلی چپ چپ نگاهش میکنه و شونه هاش رو بالا میبره.
نونا :ببخشید به جا نیاوردمتون (رو به ا/ت گفت)
ا/ت:من دوست جدید لیلی هستم
نونا :هههههه (خندید مثلا) اما من تا جایی که یادم میاد لیلی هیچ دوستی نداره و نخواهد داشت
لیلی:ببین......... (حرفش نصفه موند)
ا/ت:تازه دوست شدیم
نونا :لیلی(رو به لیلی) سلیقت خیلی بده
بد هم رفت.
ا/ت:این با من بود
لیلی:ولش کن
ا/ت:اوفففففففف
یه دفعه از پشت میکروفن لیلی رو صدا کردن
به لیلی نگاه کردم خیلی خونسرد بود اما من برعکس لیلی استرس داشتم. تو فکر بودم که یه دفعه صدای لیلی رو از پشت میکروفن شنیدم. خیلی قشنگ حرف میزد بدون هیچ استرسی تو خودم بودم که یه دفعه ای یکی دستم رو گرفت کشید برد پشت. منو به دیوار تکیه داد. چون تو صورتش سایه افتاده بود ندیدمش. با یه دستش دستامو گرفت با اون یکی دستش جلو دهنم رو گرفته بود نمیتونستم حرف بزنم. ولی مشخص بود زورش خیلی زیاده و هیکلی هم هست داشتم با خودم ور میرفتم که بلاخره حرف زد.
.... : او چه لیدی جذابی
.... :اسمت چیه
.... :اوه دستم رو دهنته
دستش رو از رو دهنم برداشت.
ا/ت:چی از جونم میخوای
ا/ت:تو کی هستی
.... :من (یکم مکث کرد) شیطان
و بعد شروع به خندیدن کرد.
ا/ت :اسمت چیه
.... : من........
ادامه دارد........
حمایت یادتون نره
10 تا لایک.
10تا کامنت.
ا/ت:چیشده
لیلی :همین رو کم داشتیم این میمونم اینجاست
ا/ت:کدوم میگی
لیلی:اون لباس مشکی بازه
ا/ت:اوه مای گاد چرا اینجوری لباس پوشیده کیت میشه
لیلی:اون دختر عمومه هميشه این شکلی لباس می پوشه خیلی رو مخه.......(حرفش نصفه موند)
ا/ت:اومد
(اسم دختر عموش نوناعه)
نونا:سلام (راستی کلا با عشوه صحبت میکنه)
لیلی:سلام(با حرص)
ا/ت:سلام
ا/ت با آرنج میزنه تو پهلو لیلی برای اینکه قیافش رو درست کنه که لیلی چپ چپ نگاهش میکنه و شونه هاش رو بالا میبره.
نونا :ببخشید به جا نیاوردمتون (رو به ا/ت گفت)
ا/ت:من دوست جدید لیلی هستم
نونا :هههههه (خندید مثلا) اما من تا جایی که یادم میاد لیلی هیچ دوستی نداره و نخواهد داشت
لیلی:ببین......... (حرفش نصفه موند)
ا/ت:تازه دوست شدیم
نونا :لیلی(رو به لیلی) سلیقت خیلی بده
بد هم رفت.
ا/ت:این با من بود
لیلی:ولش کن
ا/ت:اوفففففففف
یه دفعه از پشت میکروفن لیلی رو صدا کردن
به لیلی نگاه کردم خیلی خونسرد بود اما من برعکس لیلی استرس داشتم. تو فکر بودم که یه دفعه صدای لیلی رو از پشت میکروفن شنیدم. خیلی قشنگ حرف میزد بدون هیچ استرسی تو خودم بودم که یه دفعه ای یکی دستم رو گرفت کشید برد پشت. منو به دیوار تکیه داد. چون تو صورتش سایه افتاده بود ندیدمش. با یه دستش دستامو گرفت با اون یکی دستش جلو دهنم رو گرفته بود نمیتونستم حرف بزنم. ولی مشخص بود زورش خیلی زیاده و هیکلی هم هست داشتم با خودم ور میرفتم که بلاخره حرف زد.
.... : او چه لیدی جذابی
.... :اسمت چیه
.... :اوه دستم رو دهنته
دستش رو از رو دهنم برداشت.
ا/ت:چی از جونم میخوای
ا/ت:تو کی هستی
.... :من (یکم مکث کرد) شیطان
و بعد شروع به خندیدن کرد.
ا/ت :اسمت چیه
.... : من........
ادامه دارد........
حمایت یادتون نره
10 تا لایک.
10تا کامنت.
- ۱۳.۷k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط