Psychological cannibals🍷🧛🏻‍♀

Psychological cannibals🍷🧛🏻‍♀

جیغغغغغغغ

ا/ت: چتونه آرون باشید پفیلا همه ریخت ااااه بابا‌من گشنمه چرا جیغ میکشید یاااااا

کوکی:😳 بچه جون ریدیم تو خودمون بعد تو به فکر اینی ک پفیلا ریخت برو بابا تو کی هستییییی

ا/ت: خیلی دوس داری بدونی نه؟؟

جیمین: غلط کردیم ببخشید

ا/ت: آفرین حالا بقیه رو ببینید

بالاخره تموم شد اخیشششش من رفتم بخوابم دیدم همه توی شکن به تلوزیون نگاه میکنن
هلوووو داداشاااا هووووو

همه از جاشون پریدن پاشید برید بخوابید وسایل رو جمع کردم گذاشتم توی آشپز خونه هنوز نشسته بودن

ای بابا چرا نمیرید

نازنین: حاجی همه ریدیم بعد میخوای بریم بخوابیم؟؟

پاشید تو جیمین پیش هم بخوابید هویی‌کوکی توهم برو بخواب یابرو پیش اینا

کوکی:اینا خودشون دارن سکته میکنن چطوری من برم پیششون

واااای پاشو بیا پیش من

همون لحظه هوا رعد و برق‌زد ک همشون جیغ زدن

ای خدااا شروع شد امشب همه حال میخوابیم فک نزنیدددددد‌

رفتم رخت خواب اوردم روی زمین انداختم باز همون جوری ک داشتیم فیلم میدیدیم خوابیدم

لطفاااا خفههه شیدددد بخوابیدددددد‌

دو دقیقه گذشت دیدم نازنین شروع کرد حرف زدن

نازنین: توی فیلم هم دقیقا همین شد رعد و برق زد بعد

همون لحظه از توی آشپز خونه صدا اومد ک همه لال شدن

حس کزدم دارم مچال میشم دیدم کوکی بغلم کرده

ولم کنن کوکیی‌چیکار‌میکنی

کوکی: ببخشید ا/ت دارم سکته میکنم

پارت سیزدهم🍷🧛🏻‍♀

پارت بعدی همگی سکته میکنید🤣

۱۰تا لایک ۱۰تاکامنت🖤
دیدگاه ها (۳)

پارت. 29

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

فیک تهیونگ/(درخواستی)وقتی تولدش رو یادت میره

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

p2•••مایکی کم کم داشت عصبانی میشد و تقریبا نزدیک بود تصمیم ب...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط