پیشانی ات را در بوسه های من بکارخودت را در آغـــــــــوش

پیشانی ات را در بوسه های من بکارخودت را در آغـــــــــوش من سرمایه بگذار..به درک که سیاه سفید چشم های این شهرحـــــــــــول آغوش تنگ ما می چرخد..که این عشق آنقدردر من به سن تکلیف رسیده است که می توانم تو روی شهر به ایستم و از حقانیت احساسی که در تو دارم، دفاع کنم..دامن گیر رویای تو می شوم وسرسنگین نگاه بیگانه یک شــهر..به عشق لب هایی که به هم نزدیک شدندبه حـــــرمت آغـوشی که آغشته نفس هایت شدبگذار تاتمام نگاه هامشتعل از شعله کشیدن مان شود..من پایم رایک قدم از زبانه های توآن طــــــرف تر نخواهم گذاشت..
دیدگاه ها (۱۲)

شب همگی خوش و محفل خانوادگیتان گرم و سرشار از عشق و محبت ......

ﺧﺐ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ؟ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﮐﻪ گفتیم ﻣﺎ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢﯾﮑﯽ...

برای به دست دوست سپردندل زیادی می بایستکه نیستکه نداریمکه دا...

سلام دوستان عزیز و همراهان همیشگیم این پروفایل آجی مهسای منه...

با دستانی گرم و لرزان، صورت ظریف و خیس از اشک ات را قاب گرفت...

پارت آخر Pt⁵ : اعتراف آخر شب 🌙💜ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.فیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط