خیلی دعا کردم نشد

خیلی دعا کردم نشد
مشک و بغل کردم نشد
داداش حسین شرمندتم ، رفتم که برگردم نشد
چشمام نمیبینه داداش ، بدجوری دستام خاکیه
هر کار میشد کردم نشد ، شرمنده مشکم خالیه
از داغه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد
تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد
دندون گرفتم عشق تو ، سینه سپر کردم نشد
خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد

3:)قربون غیرتت یاابالفضل( :3)
دیدگاه ها (۵)

مسلمانی خانه یک مسیحی رفت انگور اوردند خورد شراب اوردند گف...

خوش بحال کسانی که هم زنجیر میزنند!!! و هم زنجیری از پای گرفت...

http://goo.gl/wXlS7p روی نوشته بالا ضربه بزنید ، یک هدیه از ...

دکتر شریعتی: در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبرو می‌شوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط