حضرت -رقیه(س)-مدح

حضرت -رقیه(س)-مدح

روا گشته حاجات ما با رقیه من و دست و دامان تو یا رقیه

من از کودکی آشنای تو بودم
و درس شبم : آب بابا رقیه

در آغوش بابا در آغوش عمه
چه شبها شنیدی تو لالا رقیه

پدر می نشانده تو را روی زانو
نوازشگرت دست زهرا رقیه

کنون در خرابه چرا روی خاکی
نشستی تو افسرده تنها رقیه

تو تکرار زهرایی و ضرب سیلی
شده نیلگون رویت اما رقیه

چرا شانه هایت کبود است و نیلی
زشلاق دشمن ؟ مبادا! رقیه

هماندم که افتادی از روی محمل
شکست آن زمان بغض گلها رقیه

شنیدم که با دیدن درد زینب
فرو بسته ای لب زشکوا رقیه

سه ساله شدی مادر اینک پدر را
به زانوت بنهاده سر را رقیه

ز شوقش چنان گریه کردی که ناگه
فتادی و رفتی زدنیا رقیه
دیدگاه ها (۱)

سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوزچشم «نرگس» به جمالت، نگرا...

نوسروده ای تقدیم به امام حسن عسکری علیه السلام:سامرا، از غم ...

حتما بخونید و اشکارو بچهره بمالید😭

🌹 خـلاصـه ای از زندگـی حضـرت رقـیـه دختـر ‎امام حسین علیه ا...

📚#افتاب_در_حجاب♥️#قسمت71رقیه خود را به روى سر مى اندازد.... ...

رقیه در خرابه رفت بر خواب.بدید در پیش خود که آمده باببه باب ...

غم نامه حضرت رقیه(س):کی نو غنچه ای از باغ زهرابجست از خواب ن...

سخن ز مدح شما بر ورق چو من راندمحدیث صبرِ مفصّل به مدحتان خ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۳: خانه‌ای که هنوز بوی امنیت می‌دهددرِ خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط