آن‌روز را بیاد داری؟

آن‌روز را بیاد داری؟
عاشقانه چون شمع دورم می‌گشتی؟

گفتم نچرخ که می‌ترسم!
می‌ترسم چرخ گردونم از من بگیرد،

هنوز خندهایت در گوشه ذهنم بجای مانده،

گفتی تا تو باشی، من هم هستم،
این چه بودنی‌ است،

نمی‌دانستم منظورت با دیگریست،

اما من از غم تو خواهم مرد،
می‌خواهم بدانم اگر نباشم، با هم خواهی بود؟
(ندا)
دیدگاه ها (۱)

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

نمی خواهم بدانم که بی من، خواهی مُرد یا نه . . .نمی خواهم بگ...

بلند شوگمشو از دلم بیرونبرو بنشین آن گوشه ی ذهن اگر بشودمیخو...

رسول کاوه شاعر کرندغربی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط