باز کلمه ی کم آورده ام؛برای احوالاتم!

باز کلمه ی کم آورده ام؛برای احوالاتم!
بروید یک سیگار بکشید..
تلخی اش ک ماند ته گلویتان
فکر کنیدهمان بغضی است ک توی گلوی من
ن بالا میرود ن پایین!
دیدگاه ها (۳۲)

رمان اجبار تا عشق

____[The Forbidden Crossing]____

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

رمان تو خود منی

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط