امشب دلم گرفته
امشب دلم گرفته
هوای گریه دارم
بغض بر گلویم نشسته
نفس های خسته دارم
چوجام تَرک خورده
قلبی بشکسته دارم
شبنم بر آن گل خورده
اشکی رو گونه دارم
بلبل به مرگ باغش
صدایی بسته دارم
ماهی برون ز آبش
نبضی تپنده دارم
بر شانه های خسته
باری ز خاطره دارم
ابر دل تیره گشته
بارانی ، دیده دارم
امشب دلم گرفته
هوای گریه دارم
او ز پیشم رفته
بَری شکسته دارم
بسان مترسکی پیر
پاهایی بسته دارم
مدد کن ساقی پیر
دستانی خسته دارم
مستم کن به پیمانه
خیالی مستانه دارم
تا صبحِ این شبانه
گریه ای جانانه دارم
هوای گریه دارم
بغض بر گلویم نشسته
نفس های خسته دارم
چوجام تَرک خورده
قلبی بشکسته دارم
شبنم بر آن گل خورده
اشکی رو گونه دارم
بلبل به مرگ باغش
صدایی بسته دارم
ماهی برون ز آبش
نبضی تپنده دارم
بر شانه های خسته
باری ز خاطره دارم
ابر دل تیره گشته
بارانی ، دیده دارم
امشب دلم گرفته
هوای گریه دارم
او ز پیشم رفته
بَری شکسته دارم
بسان مترسکی پیر
پاهایی بسته دارم
مدد کن ساقی پیر
دستانی خسته دارم
مستم کن به پیمانه
خیالی مستانه دارم
تا صبحِ این شبانه
گریه ای جانانه دارم
- ۲.۲k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط