از دورها و دورها می‌آیی

از دورها و دورها می‌آیی
و فقط یک چیز
فقط یک چیز کوچک
در زندگی من جابه جا می‌شود
این که دیگر بدون تو در هیچ کجا نیستم
دیدگاه ها (۱)

حتما نباید درخت باشم یا زمستانی در کار من خودم را به خواب می...

بهارچشم‌های تو بودپلک می‌زدی شکوفه می‌ریخت.حالا انگارسوزنِ ف...

‏نشاط این بهارم بی گل رویت چه کار آید!؟تو گر آیی،طرب آید، به...

ای عشق، مرا بیشتر از پیش بمیرانآنقدر که تا دیدن او زنده بمان...

خوب می‌دانم از این زندگی چه می‌خواهم. امید بسیار، مقدار زیاد...

تو می آیی...تا دنیا...روی خوشش را نشان دهد؛تا دل آدمی...آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط