میشود تنها شویم یک بوسه از چشمت کنم؟

میشود تنها شویم یک بوسه از چشمت کنم؟
حلقه ی پیوندمان را دزدکی دستت کنم؟

میشود هر ثانیه نام مرا نجوا کنی؟
من بگویم "جان" ولی با بقیه بدتا کنی؟

میشود آغوش تو منزلگه جانم شود!؟
چشم تو جانم بگیرد عشق مهمانم شود؟

میشود مردم بدانند من چقد دیوانه ام؟
جز تو دیگر هیچ بینم با همه بیگانه ام.؟!

آنقدر دیوانه ام تا هر که میبیند مرا
آه تلخی میکشد با خنده میپرسد چرا؟
دیدگاه ها (۳۲)

هی فلانی...دورادور دوستت دارم...شاید قصه ای نباشم که گفته با...

یا مقلب ، قلب من در دست توستیا محول ، حال من سرمست توستکن تو...

مــــــــــن بہ تـــــو....😌 "حــــــــــس عجیبـــــے "دارم!...

قد وبالای تورا ماه ندارد گل مناینقدر چانه نزن راه ندارد گل م...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

فصل سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط