خانه دوست کجاست

خانه دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت

به تاریکیِ شن ها بخشید و به انگشت

نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خوابِ خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

میروی تا ته آن کوچه

که از پشت بلوغ سر به در می آرَد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل     

پای فواره جاویدِ اساطیرِ زمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیت سیالِ فضا، خش‌خشی می‌شنوی ؛

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا

جوجه بردارد از لانه ی نور

و از او می پرسی

خانه دوست کجاست؟
دیدگاه ها (۸)

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشدیک نکته از این معنی گفتیم ...

یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون عشقی که بر جانی فتادشعله ...

گوهر مخزن اسرار همان است که بودحقَه ی مهر بدان مهر و نشان اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط