یا مهدی!

یا مهدی!


آقا مهدی فرمانده گروهان مان درست و حسابی ما را روحیه داد و به عملیاتی که می رفتیم
توجیه مان کرد. همان شب زدیم به قلب دشمن و تخته گاز جلو رفتیم. صبح کله سحر بود و من نزدیک سنگر آقا مهدی بودم که ناغافل خمپاره ای سوت کشان و بدون اجازه آمد و زرتی خورد رو خاکریز. زمین و زمان بهم ریخت و موج انفجار مرا بلند کرد و مثل هندوانه کوبید زمین. نعره زدم: یا مهدی! یک هو دیدم صدای خفه ای از زیر میگوید: «خونه خراب، بلند شو، تو که مهدی را کشتی!.. از جا جستم. خاک ها را زدم کنار. آقا مهدی زیر آوار داشت می خندید. خودم هم خنده ام گرفت

پیج شهادت
@NIT1374R" target="_blank">http://line.me/ti/p/~@NIT1374R
لطفا شیر(share) کنین

دیدگاه ها (۱۱)

بسم رب الشهداطنز جبههشلمچه بودیم!شیخ مهدی می خواست آموزش پرت...

شیخ رجبعلی خیاط :در نیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت...

وقتی داشتیم درباره "بنی صدر" بحث می کردیمبعد از ماجرای بنی ص...

سخنرانی استاد رائفی پور در ارومیهموضوع:استکبار ستیزی در دیرو...

....//برده ی زیبا//....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط