درمان درد عاشقان،

درمان درد عاشقان،
صبرست و من دیوانه‌ام

نه درد ساکن میشود،
نه ره به درمان می‌برم

ای ساربان آهسته رو،
با ناتوانان صبرکن

تو بار جانان می‌بری،
من بار هجران می‌برم ...


#سعدی
دیدگاه ها (۱)

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری دلبرم! دخترِ مهتاب! تو هم ...

بیزار باش از معشوقی که اسم هرزگی هایش را بگذارد آزادیاسم نگر...

ﺟﺴﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﻭ ﺭﻭﺣﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺵﻋﺎﺷﻖ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻡ ، ﺩﻟـﻮﺍﭘﺴﻢ ﻧﺒـــﺎﺵ

ﻣﻦ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ ﺷﺒﻲ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻣﻲ ﺭﺳﺪﻧﻮﺑﺖ ﺧﺎﻣﻮﺷﻲ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺳﻬﻞ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط