از پشت پنجره خیال

از پشت پنجره خیال...!!!
باز قدمهایت را می شنوم...!!!
این که می آیی...
یا می روی...
مهم نیست...!!!
همین که می بینم؛
سرپایی و قدم می زنی...
نهایت "آرامش" است...!!!
دیدگاه ها (۵)

می نویسم ! شاید بخوانی !!! تو باش... چیزی هم ننویس ! ...

تا نگاهم میکنیدلم سریع "حمد و سوره" میخواند...بیچاره می فهمد...

پدر و پسر

پروردگارا!کمکم کن تا به جای تسلی خواهی تسلی دهم ؛به جای درک ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه از ...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه،از ...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط