زیره به کرمان بردن هم حدی دارد

زیره به کرمان بردن هم حدی دارد
میخواستم تا امانش دهم ولی دیگر انگارخود نخواست
ساعت 0000 نزدیک و نزدیکتربه صفر میشود
انگار عقربه ها خود مشتاقن و چرخش معکوس عددها رو به رخ می کشن..
پس زیره های رنگ و وارنگ و از همه رنگ رو باید بسپارمشون به داشجویان مهندسی زیره گرافی دانشگاههای تخصصی و خود بار سفر بست...
تا مدیریت پخش زیره ها رو بعهده بگیرن
تا بفهمند یاوه گویان سخن و شیرین شکر.و آن مزرعه چوپان مترسک ..که عطار بیچاره چاره ای جز این نداشت و عیب از بوته های زیره بود و نه از عطار باشی و شخص خاصی !!!
ای که بر طبل منار می کوبی این بد صدایی از خودتوست دنبال چه میگردی
برو خود شکن که آینه شکستن خطاست.....حالا این تو واین تموم دستاوردهایت وبا تمامی ابزار و گیرم حضرت سلیمان باشی که بر حیوانات حکم می راند و چه خوش باشد ترا و این چنین نام و نشانت بر مدال افتخار روی کرد این مجازیها
دیدگاه ها (۲)

کفش کودکی را دریا برد. کودک روی ساحل نوشت: دریای دزد ...آن ط...

تفنگ دردت بجونممیخوام باتو بمیرمتفنگ بکش که کشتنم خیلی قشنگ...

روزگاری شد که شاعر نان به نرخ روز شد حزب بادی ها به تاراج به...

همیشه از حکمرانان ده دلخورم زیرا فقط با جاهلیت عذت ده را کمش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط