وقتی با تو آشنا شدم درخت مهربانیت آنقدر بلند بود که هرچه
وقتی با تو آشنا شدم درخت مهربانیت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را ندیدم. معجون زیبایت آنقدر
شیرین بود که هر چه نوشیدم سیراب نشدم و دریای عشقت آنقدر وسیع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم
آخرش را ببینم و سرانجام در آن غرق شدم
شیرین بود که هر چه نوشیدم سیراب نشدم و دریای عشقت آنقدر وسیع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم
آخرش را ببینم و سرانجام در آن غرق شدم
- ۱.۶k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط