روزی یک لر مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا ک

روزی یک لر مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود.
از او پرسید:که چرا این همه سختی را متحمل می شود؟
مورچه گفت:معشوقم به من گفته است اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم!
لر فرمود:تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام دهی.
مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم.
لر که تحت تأثیر تلاش مورچه قرار گرفت او را له کرد وگفت: ایگوم نتری، هی گوز گوز اضافه ایکنه
دیدگاه ها (۱۱)

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

روزی شخصى مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خا...

روزی شخصى مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خا...

روزی شیخی مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خ...

#داستان_شب......روزی حضرت سلیمان مورچه‌‌ای را در پای کوهی دی...

همیشه پیامبری در همین نزدیکست .مورچه عاشق .........حضرت سلیم...

#حکایت 🌸 حضرت سلیمان و مورچه عاشق 🌸💎 روزی حضرت سلیمان مورچه‌...

داستان کوتاه :مورچه و سلیمانروزی حضرت سلیمان مورچه ای را در ...

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط