غربت را نبايد در الفباي شهر غريب جستجو كرد,

غربت را نبايد در الفباي شهر غريب جستجو كرد,

همين كه عزيزت نگاهش را به ديگري فروخت، تو غريبي...

چه ميشد مهر ورزي ما اسير تهمت مردم نميشد

واحساس قشنگ جشمها ميان حرف مردم گم نميشد

چه ميشد بين دستان ما کسي ديوار را حائل نميکرد

کسي مرگ کبوتر را نميديد

و دستي آب ها را گل نميکرد

من هرگز شکوه اي از روزگاران نکرده ام .

ولی شکايت از دورنگي هاي ياران کرده ام .

خدایا موج دلتنگیها ....طوفان دلخوشیهایم شده ...

ناصبوری ام را لغزش به حساب نیار ...
دیدگاه ها (۱۶)

هميشه اين گونه بوده است. كسي كه از بودنش هنوز سير نشده اي ز...

رفتنت همانند خزانی زود هنگام بود بر بهار دلم, تمام غنچه های ...

صدف های زیبای دریائیت را, هنوز هم در آکواریوم خونین قلب خوی...

نفس هاي تو را قاب مي گيرم, و اشكهايم را مهمان دره هاي فراموش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط