wlof
✧wlof✧
✯part:¹
یه روز سرد دیگه نه تنها هوا سرد و برفی بود بلکه حتی توی خونه هم هیچ گرمایی وجود نداشت جنا سر میز شام نگاهی به پدر رو مادرش انداخت که ساکت غذا میخوردن سکوت آزار دهنده بود ولی جنا دیگه عادت کرده بود بی میل از سر میز شام بلند شد
جنا: مرسی سیر شدم
سویون: وایسا
جنا به پدرش نگاه میکنه
سویون: باند در خطره هر لحظه ممکنه نابود بشیم
جنا: یعنی چی؟
سویون: یعنی قراره با باند گرگ همکاری کنیم گفتم که در جریان باشی
جنا: چی؟ حتی ازم نپرسیدی بعدشم اون پیر مرد چطوری میتونه ما رو نجات بده؟
سویون: نوه اش کمکش میکنه این تنها راهه
جنا: پس میخوای کاری کنی که غرور خانواده پارک به دست اون احمق ها خورد بشه؟
سویون: نه همون قدر که ما به اون ها احتیاج داریم اونها هم به ما این همکاری دو طرفس
جنا: حرف زدن باهات کاملا بی فایدهست
جنا از نیز دور شد و سمت پله ها رفت
سویون: فردا میرم دیدنشون از اونجایی که وارث من به حساب میای باید اونجا باشی
جنا اهمیتی نداد و از پله ها بالا میرفت
سویون: ساعت ⁷
جنا توی اتاقش رفت و در رو بست روی تخت دراز کشید پنجره باز بود و نور ماه داخل اتاق میتابید اتاق تاریک بود تنها نور نور چراغ خواب و نور ماه بود
جنا: قراره حسابی سخت باشه...
جنا زیر پتو رفت و کم کم چشم هاش بسته شد.
همه سر شام بودن تهیونگ از پله ها پایین اومد بورام و پدربزرگش مشغول حرف زدن و خندیدن بودن بورام تهیونگ رو دید
بورام: کوه یخی وارد میشود
تهیونگ چیزی نگفت سر میز نشست و شروع کرد به خوردن
بورام: داداشی
تهیونگ: بله؟
بورام: فردا شب منو میبری گردش؟
جونگوو: نه فردا شب مهمونی شام داریم
تهیونگ: با کی؟
جونگوو: به هر حال باید بهت بگم میخوایم با آقای پارک همکاری کنیم
تهیونگ: همکاری؟
جونگوو: درسته باند داره از بین میره و این راه نجاته
تهیونگ: تا کی؟
جونگوو: تا وقتی که باند خفاش رو از بین ببریم
بورام: خفاش؟ چه اسم مسخره ای
تهیونگ: خودشون حتی مسخره تر هم هستن
جونگوو: با هر دوی شمام فردا ساعت ⁷ باید اونجا باشیم
بورام: ما برای چی؟
جونگوو: از اونجایی که تهیونگ وارث من حساب میشه باید بیاد آقای پارک هم با دخترش میاد
بورام: پس لازم نیست من بیام
جونگوو: یکم احترام سرت بشه دختر
بورام هوفی کشید و تهیونگ از اونجایی که همه چیز منطقی میومد چیزی نگفت
(☆▽☆)
خوشگلا امشب همین بسه تا ببینم اگر خوب حمایت کردین فردا شب پارت های بیشتری میزارم بوس بهتون شبتون بخیررررر ✨ ❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
✯part:¹
یه روز سرد دیگه نه تنها هوا سرد و برفی بود بلکه حتی توی خونه هم هیچ گرمایی وجود نداشت جنا سر میز شام نگاهی به پدر رو مادرش انداخت که ساکت غذا میخوردن سکوت آزار دهنده بود ولی جنا دیگه عادت کرده بود بی میل از سر میز شام بلند شد
جنا: مرسی سیر شدم
سویون: وایسا
جنا به پدرش نگاه میکنه
سویون: باند در خطره هر لحظه ممکنه نابود بشیم
جنا: یعنی چی؟
سویون: یعنی قراره با باند گرگ همکاری کنیم گفتم که در جریان باشی
جنا: چی؟ حتی ازم نپرسیدی بعدشم اون پیر مرد چطوری میتونه ما رو نجات بده؟
سویون: نوه اش کمکش میکنه این تنها راهه
جنا: پس میخوای کاری کنی که غرور خانواده پارک به دست اون احمق ها خورد بشه؟
سویون: نه همون قدر که ما به اون ها احتیاج داریم اونها هم به ما این همکاری دو طرفس
جنا: حرف زدن باهات کاملا بی فایدهست
جنا از نیز دور شد و سمت پله ها رفت
سویون: فردا میرم دیدنشون از اونجایی که وارث من به حساب میای باید اونجا باشی
جنا اهمیتی نداد و از پله ها بالا میرفت
سویون: ساعت ⁷
جنا توی اتاقش رفت و در رو بست روی تخت دراز کشید پنجره باز بود و نور ماه داخل اتاق میتابید اتاق تاریک بود تنها نور نور چراغ خواب و نور ماه بود
جنا: قراره حسابی سخت باشه...
جنا زیر پتو رفت و کم کم چشم هاش بسته شد.
همه سر شام بودن تهیونگ از پله ها پایین اومد بورام و پدربزرگش مشغول حرف زدن و خندیدن بودن بورام تهیونگ رو دید
بورام: کوه یخی وارد میشود
تهیونگ چیزی نگفت سر میز نشست و شروع کرد به خوردن
بورام: داداشی
تهیونگ: بله؟
بورام: فردا شب منو میبری گردش؟
جونگوو: نه فردا شب مهمونی شام داریم
تهیونگ: با کی؟
جونگوو: به هر حال باید بهت بگم میخوایم با آقای پارک همکاری کنیم
تهیونگ: همکاری؟
جونگوو: درسته باند داره از بین میره و این راه نجاته
تهیونگ: تا کی؟
جونگوو: تا وقتی که باند خفاش رو از بین ببریم
بورام: خفاش؟ چه اسم مسخره ای
تهیونگ: خودشون حتی مسخره تر هم هستن
جونگوو: با هر دوی شمام فردا ساعت ⁷ باید اونجا باشیم
بورام: ما برای چی؟
جونگوو: از اونجایی که تهیونگ وارث من حساب میشه باید بیاد آقای پارک هم با دخترش میاد
بورام: پس لازم نیست من بیام
جونگوو: یکم احترام سرت بشه دختر
بورام هوفی کشید و تهیونگ از اونجایی که همه چیز منطقی میومد چیزی نگفت
(☆▽☆)
خوشگلا امشب همین بسه تا ببینم اگر خوب حمایت کردین فردا شب پارت های بیشتری میزارم بوس بهتون شبتون بخیررررر ✨ ❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #تهیونگ #هیونا #BTS #بهترین_فالوورای_دنیا #جنا
- ۵۹۱
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط