عزیزم، از مقصدی دور برایت می‌نویسم.

عزیزم، از مقصدی دور برایت می‌نویسم.
اینجا هیچ رنگ آرامش ندارد، خواب‌هایمان با استرس است، هر لحظه فکر می‌کنم شاید آخرین‌ باری است که می‌توانم برایت نامه بنویسم، شاید تا وقتی این نامه به دستت برسد دیگر من نباشم.
سخت مراقبِ خودت باش!
دیدگاه ها (۰)

هنوز آن شب که گفتی دوستم داری را به یاد دارم و قسم میخورم، ه...

_ می‌خوام وقتی از کنارت که رد می‌شم؛ حواست پرت من نشه تا بتو...

می‌گردی، بین فلسفه‌ می‌گردی، لا‌به‌لای شعر‌ها می‌گردی، داستا...

«هیچ‌چیز راحتم نمی‌کند. نه دریا، نه آفتاب، نه درخت‌ها، نه آد...

رمان بازی حسادت 🤍⛓️

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط