در عشقِ تو

در عشقِ تو
هر حیله که کردم هیچ است
هر خونِ جِگَر که بی‌تو خوردم
هیچ است
از درد تو
هیچ روی درمانم نيست
درمان که کُنَد مرا؟
که دردم هیچ است

#شــعـر#رباعی#امولانا#
دیدگاه ها (۱)

تو با بارانی از روح غزل همراه می آییبه شب های پر از دردم تو ...

یک جور عجیبی رنگ عوض می‌کند روزهای این زندگی!هر روزش برایمان...

من نه آنه بودم که آسان رفتم اندر دام عشق آفرین بر فرط استادی...

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب ديجور ن...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط