#حرف دل

#حرف دل
میگی قوی باش...
اما نمیدونی این دختر چقدر خسته است
از اینهمه تظاهر به قوی بودن...
نمیدونی چقدر تیکه پاره ست
روحش از این همه زخم خوردن و به روی خودش نیاوردن...
میگی آروم باش و غم پشت این چشمای روشن رو نمیبینی...
لرزش خفیف دستا و چونه ش رو نمیبینی...
میگی غصه نخور و نمیدونی "غصه" چجوری دنیاشو قورت داده و چجوری خرد و خاکشیره "وجودش" زیر بار غم...
میگی از آدما متنفر نباش و نمیدونی چقدر عاشق آدما بوده و هر کدوم یه زخم عمیق شدن روی قلبش...
چقدر "عشق" کاشته و چقدر "نفرت" درو کرده...
میگی مثل همیشه باش ، بخند ، ولی نمیدونی این دختر واسه هر کدوم از خنده هاش ، چند بار گریه کرده...
واسه هر روزی که زندگی میکنه ، چند بار مُرده...
نمیدونی خیلی چیزا هست که نمیدونی...
دیدگاه ها (۳)

#دلنوشتهما چند تا دوست بودیم... یکی مون اونقدر لب پنجره سیگا...

#دلنوشتهآدم های ضعیفی هستیم.... پای دلمون که گیر باشه، نمیتو...

(وقتی توسطش دزدیده شدی و...)

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط