پشت چراغ قرمز پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت:

پشت چراغ قرمز پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت:
*چسب زخم نمی خواهید؟!پنج تا صدتومان
آهی کشیدم و با خود گفتم:
*تمام چسب زخم هایت راهم که بخرم;
نه زخم های من خوب میشود و نه زخم های تو!!!
دیدگاه ها (۳)

بعضی روزها آدم حس میکندخدا دستش را می گیردمقابل غم ها..میگوی...

عاشقانه های شبنم

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

عاشقانه های شبنم

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

I love you...but I don't know...How can I say this...to you....

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 198♡⁠。⁠)⁩تو دهن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط