وقتی بارداری میزننت و از حال میری میبرنت دکتر و میفهمن با

وقتی بارداری میزننت و از حال میری میبرنت دکتر و میفهمن باردار بودی بچه هم خیلی ضعیفه

نامجون: اههه لعنتی من چم بود

جین: ینی چی من من چی کار کردم خدایا من...

یونگی: خیلی شرمنده و پشیمون به یه گوشه زل زده وقتی بهوش میای روش نمیشه بیاد پیشت پرستارا دکترا به زور میفرستنش پیشت😐

هوسوک: بچم انقدر مهربونه دلش نمیاد عشقشو بزنه

جیمین: واییییی من الان باید چی کار کنم اگه اتفاقی برای خودش میوفتاد اگه نبخشتم اگه نخواد دیگه منو ببینه

ته ته: مث یونگی

کوک: ات من غلط کردم ترو خدا خوب شو

@lilith.i
دیدگاه ها (۱)

وقتی خواهرشونیم و کله میکنیم میریم‌توی اتاقشون و بهشون‌ میگی...

عشق مدرسه ایپارت ۴پایان فلش بکاگه بخواد اون بالا رو سرم بیار...

عشق مدرسه ایپارت۳داره میاد. اخجون.جیمین:بله چیکارم داشتی؟لیا...

عشق مدرسه ایپارت ۲باهم رفتیم توی مدرسه که دیدم بچه ها دارن ب...

ویو ات بعد از صدای شلیک فکر کردم مردم اما وقتی دیدم تو محیط ...

ویو کوک «صبح دیدم آت بیدار شده هیلگارد :بمیری کوکی کوک :عشق...

پارت۱۶ قمار یا زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط