گفت : می خوام یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه ...

گفت : می خوام یه یادگاری بنویسم تا همیشه برات بمونه ...
  
گفتم : کجا؟
  
گفت : رو قلبت ...
  
گفتم : می تونی؟
  
گفت : آره زیاد سخت نیست ...
  
گفتم : بنویس تا برای همیشه بمونه ...
 
یه خنجر برداشت ...
  
گفتم : این چیه؟
  
گفت : هیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس .
  
ساکت شدم  ...
  
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی ؟
  
خنجر رو برداشت و با قسمت تیز اون نوشت :
 
دوستت دارم دیوونه !!!
 
اون رفته خیلی وقته ... کجا ؟ نمی دونم .
  
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده
دیدگاه ها (۲)

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

𓆩♡𓆪 ریکشن BTS وقتی می‌خوان بهمون اعتراف کنن…ولی قبل از اینکه...

dark life = 35تهیونگ سیگارش رو انداخت روی زمین. با پاشنه کفش...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

خب دوستان من دوباره برگشتم و اینبار باید یه چیزی رو بگم و از...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

اعتیاد من بهت.

پشت نگاه سردت.. 19تهیونگگوشی رو روی تخت گذاشتم و چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط