تو را از من گرفتند

تو را از من گرفتند

و آفتاب را

و آبیِ آسمان را

و پنجره‌ای که به روز باز می‌‌شد

و به دریا

و به هزار هزار آرزو


تو را از من گرفتند

و دست هایت

آه دست‌هایت ، اتفاق دست های من

اتفاقِ شعر‌های من

اتفاقِ پنجره‌ای که به روز باز می‌‌شد

و به دریا

و به هزار هزار آرزو


تو را از من گرفتند

و این آسمان اگر خدائی داشته باشد

باید فقط ببارد

و ببارد

و ببارد
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

گل برای زندگی نور را بهانه می‌کند.،و من تورا، هر روز پنجره ی...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

پدرم نیست ...

طبیعت

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

🍞☕️ هر #صبح...پشت پنجره ےخیالمنور از نڪَاه تو می‌تابد،در آسم...

موسیقی

درخششی برای قدم‌هایتمهره‌های ریز سرمه‌ای،مثل شب پرستاره،پشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط