منم آن مرغ گرفتارکه درکنج

منم آن مرغ گرفتارکه درکنج
قفس...
سوخت درفصل گلم حسرت بی
بال وپری..
دیدگاه ها (۲)

من مست ازاوچنان که نخواهم شراب راسعدی

بیگانه به بیگانه ندارد کاریخویش است که درپی شکستِ خویش است.....

دل من درهوس روی توای مونسجانخاک راهیست که دردست نسیمافتادست....

اول آن کس کهگرفتارشدش من بودمباعث رونق بازار شدشمن بودم..

دیر کردی نیمه عاشق‌ترم را باد برد..🥺🥀   بال کوبیدم قفس را بش...

آن روز که کار وصل را ساز آیدوین مرغ از این قفس بپرواز آید#که...

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط