اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو سرودن مرا کم است ‌

اکسیرِ من !‌ نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کلاف نیست
در شعر من حقیقتِ یک ماجرا کم است

تا این غزل شبیهِ غزل هایِ من شود
چیزی شبیهِ عطرِ حضورِ شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشیِ خواب ها کم است

خونِ هر آن غزل که نگفتم به پایِ تست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است؟!
دیدگاه ها (۱)

چوبی که پینوکیو از آن ساخته شد، بشریت نام داشتداستان پینوکیو...

🍃 گفت دانایی که : گرگی خیره سر،هست پنهان در نهاد هر بشر! 🍃 ...

همه می پرسند:چیست در زمزمه مبهم آبچیست در همهمه دلکش برگچیست...

دردم از یار است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هماین ...

قسمت چهارم: **میان دو آتش – قلبِ پروژه**صحنه آغاز درِ فلزی ...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط