می سپارم دل به دریا،بی خیال

می سپارم دل به دریا،بی خیال
می شمارم لحظه ها را،بی خیال
می کشم بر دفتر نقاشی ام
نقش های زشت و زیبا،بی خیال
دوره گردی می شوم هر شب چو باد
میکنم فکر غزل را،بی خیال
لا به لای آن غزل ها می کشم
سرنوشت خیس خود را،بی خیال
گاه در آشفته بازار دلم
می شوم تنهای تنها،بی خیال
بی خبر از شعر پر تشویش عشق
می کنم خود را تماشا بی خیال
گاه می سازم برای روح خود
نردبانی تا ثریا،بی خیال
گاه از ترس نبود مصرعی
می زنم عمری تقلا،بی خیال
بی خیالم با خود اما با تو من
حرف هایی دارم اما...بی خیال
دیدگاه ها (۱۲)

به یادت و برایت نوشتـن زیباست .....بخـوان و دم مزن ... ...

عکسی گرفته شده از کلیسای آبادان یک هفته پیش

کلمه سحرانگیز „سلام„ ...

تو فکر چی هستی

طبیعت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط