بادیگارد
بادیگارد
part⁸
☆:
من پیشنهاد ندادم گفتم میبرمت دکتر یه خبر بود(جدی)
♡:
چشم(اروم)
چرا براش اینقد مهمم؟
حس عجیبیه
تاحالا برای هیچکس اینقدر مهم نبودم(لبخند)
☆:
(نشستم توی ماشین و سمت بیمارستان حرکت کردم)
♡:
(محکم زیر دلم فشار میدادم)
☆:
هی یکم دیگه تحمل کن دارم با اخرین سرعتی که میشه رانندگی میکنم(هول شده)
♡:
من گناهی نداشتم
چرا این کارو باهام کردی(بغض)
☆:
هی هی من خودم پشیمونم تو دیگه نکوبش تو سرم(هول شده)
♡:
بابت خواهرت از طرف پدرم عذر میخوام(تعظیم)
☆:
الان وقت معذرت خواهی نیست(جدژ)
(ماشین وایساد.. سو آ از ماشین پیاده شد و درو برای مویون باز کرد.. اونو براید بغل کردو داخل بیمارستان رفت)
(همون لحظه هشتا ماشین مافیا دم بیمارستان وایسادن و اونجا رو محاصره امنیتی کرده بودن)
♡:
این ادما کین(تعجب)
سو آااااا نباید برییی اینجا ممکنه شناسایی بشییی(هول شده)
☆:
اینا ادمای منن نگران نباش (جدی)
سو آ دون دخترو برد داخل بیمارستان و به دکتر نشونش داد)
♡:
دکتر:
چشاش پف کرده و قرمزه
رنگش پریده
دل درد بعد از سکس داره
خوب میشه
این قرص برای چشماشه و این برا دلش
هر دو رو با اختلاف ۲٠ دیقه بخوره
بعد از شام (لبخند)
☆:
عا دکتر نمیخواد معاینه بیشتری انجام بدید؟(نگران)
♡:
دکتر: نه عزیزم حالش خوبه فقط
مویون سوزش داری؟
یه کوچولو (اروم)
دکتر: این پماد بزنی خوب میشی(لبخند)
مرسی(خنده، احترام)
☆:
(دوباره بغلش کرد و از اونجا زد بیرون)
هوف خدای من چه دکتر بی ادبی بود(اخم)
♡:
بی ادب؟(خنده)
چرااا(تعجب)
(دستام دور گردنش گذاشتم)
☆:
چطوری انقد راحت داشت درباره سکسمون حرف میزد (اخم)
♡:
سکسمون؟؟ ولی ما سکس نداشتیم(تعجب)
سو آاا اون دکتر کارش همینه عادی شده براش(خنده)
☆:
ما سکس داشتیم همین چن ساعت پیش (عصبی)
ولی نباید انقد راحت درموردش حرف بزنه مطمئنن کسی که کاری کرده باشه خجالت زده میشه(اخم)
(حالا سو آ داشت خیلی راحت راجب کاری که کرده حرف میزد طوری که انگار مویون دوس دخترشه و اون کارش عادی بود)
♡:
سو آ ولی تو فقط منو چند انگشته.. وایییی
اره..
سکس نیمه بود چون اصلا دست بهم نزدی فقط پایین تنم.. اونم فقط ـ. سوراخـ..
ـ
من نزدیک بود اب شم اونجا(اخم)
☆:
(سو آ یه لحظه با تعجب به مویون نگاه کرد در حالی که داشت اروم روی صندلی عقب ماشین درازش میکرد با تعجب توی چشماش خیره شده بود)
ما.. ما سکس داشتیم؟(شکه)
سو آ شکه از چیزی بود که خیلی راحت داشت در موردش بحث میکرد)
ما رابطه ای با هم نداریم پس این سکس محسوب نمیشه(اخم)
♡:
داشتیم(اخم)
هم پرده منو زدی هم لبات از باکره ای در اومد(اخم)
☆:
هی جرعت نکن یه بار دیگه همچین حرفی بزنی (اخم)
♡:
ما سکس داشتیم
باکره گیمو گرفتی
و منم لباتو از باکره در اوردم(عصبی)
☆:
ولی هیچ رابطه ای نداریم(اخم)
♡:
داشتیمم(اخم)
☆:
مویون ما رابطه ای با هم نداریم (بلند)(پشت فرمون نشستمو حرکت کردم)
♡:
گفتم داد نزن(بغض)
☆:
تو نمیتونی بهم دستور بدی(جدی)
♡:
این دستور نیست(اخم)
☆:
پس چیه(اخم)
چشاش نرم شد.. نمیتونست نسبت به اون موجود کوچولو انقد عصبی و خشن رفتار کنه
به عمارت رسیدن)
♡:
واو
خوشگله(خنده)
☆:
عو هواسم نبود(سرد)(بغلش کردم)
میتونی بری و از خدمتکارا درخواست کنی برای امشب بهت یه اتاق بدن من اینجا اتاق زیاد داریم (سرد)
♡:
میخوام پیش تو باشم(اروم)
☆:
همینطور که از پله ها بالا میرفت نهی محکمی به مویون گفت
همه خدمتکارا بهش تعظیم کردن و خوشامد گفتن)
part⁸
☆:
من پیشنهاد ندادم گفتم میبرمت دکتر یه خبر بود(جدی)
♡:
چشم(اروم)
چرا براش اینقد مهمم؟
حس عجیبیه
تاحالا برای هیچکس اینقدر مهم نبودم(لبخند)
☆:
(نشستم توی ماشین و سمت بیمارستان حرکت کردم)
♡:
(محکم زیر دلم فشار میدادم)
☆:
هی یکم دیگه تحمل کن دارم با اخرین سرعتی که میشه رانندگی میکنم(هول شده)
♡:
من گناهی نداشتم
چرا این کارو باهام کردی(بغض)
☆:
هی هی من خودم پشیمونم تو دیگه نکوبش تو سرم(هول شده)
♡:
بابت خواهرت از طرف پدرم عذر میخوام(تعظیم)
☆:
الان وقت معذرت خواهی نیست(جدژ)
(ماشین وایساد.. سو آ از ماشین پیاده شد و درو برای مویون باز کرد.. اونو براید بغل کردو داخل بیمارستان رفت)
(همون لحظه هشتا ماشین مافیا دم بیمارستان وایسادن و اونجا رو محاصره امنیتی کرده بودن)
♡:
این ادما کین(تعجب)
سو آااااا نباید برییی اینجا ممکنه شناسایی بشییی(هول شده)
☆:
اینا ادمای منن نگران نباش (جدی)
سو آ دون دخترو برد داخل بیمارستان و به دکتر نشونش داد)
♡:
دکتر:
چشاش پف کرده و قرمزه
رنگش پریده
دل درد بعد از سکس داره
خوب میشه
این قرص برای چشماشه و این برا دلش
هر دو رو با اختلاف ۲٠ دیقه بخوره
بعد از شام (لبخند)
☆:
عا دکتر نمیخواد معاینه بیشتری انجام بدید؟(نگران)
♡:
دکتر: نه عزیزم حالش خوبه فقط
مویون سوزش داری؟
یه کوچولو (اروم)
دکتر: این پماد بزنی خوب میشی(لبخند)
مرسی(خنده، احترام)
☆:
(دوباره بغلش کرد و از اونجا زد بیرون)
هوف خدای من چه دکتر بی ادبی بود(اخم)
♡:
بی ادب؟(خنده)
چرااا(تعجب)
(دستام دور گردنش گذاشتم)
☆:
چطوری انقد راحت داشت درباره سکسمون حرف میزد (اخم)
♡:
سکسمون؟؟ ولی ما سکس نداشتیم(تعجب)
سو آاا اون دکتر کارش همینه عادی شده براش(خنده)
☆:
ما سکس داشتیم همین چن ساعت پیش (عصبی)
ولی نباید انقد راحت درموردش حرف بزنه مطمئنن کسی که کاری کرده باشه خجالت زده میشه(اخم)
(حالا سو آ داشت خیلی راحت راجب کاری که کرده حرف میزد طوری که انگار مویون دوس دخترشه و اون کارش عادی بود)
♡:
سو آ ولی تو فقط منو چند انگشته.. وایییی
اره..
سکس نیمه بود چون اصلا دست بهم نزدی فقط پایین تنم.. اونم فقط ـ. سوراخـ..
ـ
من نزدیک بود اب شم اونجا(اخم)
☆:
(سو آ یه لحظه با تعجب به مویون نگاه کرد در حالی که داشت اروم روی صندلی عقب ماشین درازش میکرد با تعجب توی چشماش خیره شده بود)
ما.. ما سکس داشتیم؟(شکه)
سو آ شکه از چیزی بود که خیلی راحت داشت در موردش بحث میکرد)
ما رابطه ای با هم نداریم پس این سکس محسوب نمیشه(اخم)
♡:
داشتیم(اخم)
هم پرده منو زدی هم لبات از باکره ای در اومد(اخم)
☆:
هی جرعت نکن یه بار دیگه همچین حرفی بزنی (اخم)
♡:
ما سکس داشتیم
باکره گیمو گرفتی
و منم لباتو از باکره در اوردم(عصبی)
☆:
ولی هیچ رابطه ای نداریم(اخم)
♡:
داشتیمم(اخم)
☆:
مویون ما رابطه ای با هم نداریم (بلند)(پشت فرمون نشستمو حرکت کردم)
♡:
گفتم داد نزن(بغض)
☆:
تو نمیتونی بهم دستور بدی(جدی)
♡:
این دستور نیست(اخم)
☆:
پس چیه(اخم)
چشاش نرم شد.. نمیتونست نسبت به اون موجود کوچولو انقد عصبی و خشن رفتار کنه
به عمارت رسیدن)
♡:
واو
خوشگله(خنده)
☆:
عو هواسم نبود(سرد)(بغلش کردم)
میتونی بری و از خدمتکارا درخواست کنی برای امشب بهت یه اتاق بدن من اینجا اتاق زیاد داریم (سرد)
♡:
میخوام پیش تو باشم(اروم)
☆:
همینطور که از پله ها بالا میرفت نهی محکمی به مویون گفت
همه خدمتکارا بهش تعظیم کردن و خوشامد گفتن)
- ۲.۴k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط