تو بیا پیدایم کن"

تو بیا پیدایم کن"

لای آن کتاب روی طاقچه تنهایی
یا شاید درون آن قاب عکس خاک گرفته بر دیوار
یا شاید نسیمی در طلوع خوشید
یا شاید توی آن خاک گلدان قطره ای شوم تا ریشه ای را نوازش دهم
یا شاید هم تکه ای نان شوم در دست طفلی
یا شاید اشکی شوم بر چشمانت
یا شاید امیدی شوم بر قلبت
و شاید...
نازنینم !
تو بیا پیدایم کن
من که به تو نزدیکم
از هر آنچه به غیر من به تو نزدیک است
تنها تو بخواه
تنها تو یک آن نظری کن به من
خواهی دانست
من کنارت هستم
توبیا پیدایم کن...
دیدگاه ها (۱)

تو برای عطر زدن به کسی نگاه نمی کنی !اصلا برایت مهم نیست که ...

ای عشق ، ای ترّنم نامت ترانه هامعشوقِ آشنای همه عاشقانه هاای...

عاشقانه دوستت دارم، نمی فهمی چرا؟؟بی بهانه دوستت دارم، نمی ...

میخواستم خراب نگاهش شوم ، نشدبیچاره ی دو چشم سیاهش شوم ، نشد...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۱: «قدر...

مرد سایه ها 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط