نامسرزمین گرگینه ها
نام:سرزمین گرگینه ها
پارت۵
وقتی حمامش تمام شد لباس هایش را پوشاندم تقریبا بیشتر لباس ها کهنه شده بودن ،او را روی تخت گذاشتم و بالشت را کمی بالاتر آوردم تا بتوانم راحتر موهایش را خشک کنم، موهایش را خشک کردم و یه نگاه سر تا پایی به او انداختم لباس هایش کاملا کهنه شده بودن و من هم فقط دو دست لباس قدیمی و تقریبا تمیز و نو داشتم زیاد نبودن اما...به سمت کمد خواهرم رفتم و لباس های که پاره و کهنه شده بودن را درآوردم و به او نگاه کردم و ماسکم را بالاتر کشیدم و گفتم:میخوام برات لباس جدیدی بدوزم و بعد به سمتش رفتم و بالشت را پایین تر کشیدم و تا راحت بخوابد پتو را تا زیر گردنش کشیدم و از اتاق رفتم بیرون این خانه بسیار سرد بود اما دوست نداشتم خواهرم از سرما یخ بزند سرفه هایی پشت سر هم کردم و با بی جونی به سمت تاقچهها رفتم تا نخ را بیاورم و سعی کردم طرح هایی توی ذهنم درست کنم و تا بتوانم با لباس های کهنه و پاره لباس جدیدی درست کنم قیچی را برداشتم و لباس ها را پاره کردم و با دقت اندازه گیری میکردم تیکه های پارچه را روی هم گذاشتم تا اول بدنه لباس را بدوزم از قبل یکی از لباس های خواهرم را برداشته بودم حداقل اینطوری راحتر میتونستم اندازهگیری کنم.
لیوان را پر از آب کردم بلاخره تموم شد لباس را دوختم نخ ها محکم نبودن اما بهتر از هیچی بودن ترکیب رنگ ها را دوست داشتم اما با دست خالی خیلی سخت بود که بدوزم اما من تونستم، لباس را برداشتم و بهش نگاه کردم خیلی خوشگل شده بود فقط کافیه بشورمش گذاشتم توی سطل و صابون را برداشتم و با دستانم شستمش سرم گیج میرفت خیلی وقته به درستی غذا نخورده ام، روز به روز بیشتر خسته میشدم و بدنم ضعیف تر میشد اما با این حال بازم کار میکردم ولی خیلی وقته پیش الیزا نرفتم او در مورد بیماریام نمیدانست چون آنقدر خوب خودم را نشان میدادم که حتی به این فکر نمیکرد که من حالم بد باشد..لباس را روی بند گذاشتم تا زودتر خشک شود،شنلم را پوشیدم تا دوباره به جنگل بروم و به دانه هایی که کاشته بودم سری بزنم که البته الان خیلی خوب رشد کردن، درو باز کردم و کفش هایم را پوشیدم و...
-------------------------------ᄒᴥᄒ----------------------------
کدوم از این پارت هارو بیشتر دوست داشتین؟
پارت۵
وقتی حمامش تمام شد لباس هایش را پوشاندم تقریبا بیشتر لباس ها کهنه شده بودن ،او را روی تخت گذاشتم و بالشت را کمی بالاتر آوردم تا بتوانم راحتر موهایش را خشک کنم، موهایش را خشک کردم و یه نگاه سر تا پایی به او انداختم لباس هایش کاملا کهنه شده بودن و من هم فقط دو دست لباس قدیمی و تقریبا تمیز و نو داشتم زیاد نبودن اما...به سمت کمد خواهرم رفتم و لباس های که پاره و کهنه شده بودن را درآوردم و به او نگاه کردم و ماسکم را بالاتر کشیدم و گفتم:میخوام برات لباس جدیدی بدوزم و بعد به سمتش رفتم و بالشت را پایین تر کشیدم و تا راحت بخوابد پتو را تا زیر گردنش کشیدم و از اتاق رفتم بیرون این خانه بسیار سرد بود اما دوست نداشتم خواهرم از سرما یخ بزند سرفه هایی پشت سر هم کردم و با بی جونی به سمت تاقچهها رفتم تا نخ را بیاورم و سعی کردم طرح هایی توی ذهنم درست کنم و تا بتوانم با لباس های کهنه و پاره لباس جدیدی درست کنم قیچی را برداشتم و لباس ها را پاره کردم و با دقت اندازه گیری میکردم تیکه های پارچه را روی هم گذاشتم تا اول بدنه لباس را بدوزم از قبل یکی از لباس های خواهرم را برداشته بودم حداقل اینطوری راحتر میتونستم اندازهگیری کنم.
لیوان را پر از آب کردم بلاخره تموم شد لباس را دوختم نخ ها محکم نبودن اما بهتر از هیچی بودن ترکیب رنگ ها را دوست داشتم اما با دست خالی خیلی سخت بود که بدوزم اما من تونستم، لباس را برداشتم و بهش نگاه کردم خیلی خوشگل شده بود فقط کافیه بشورمش گذاشتم توی سطل و صابون را برداشتم و با دستانم شستمش سرم گیج میرفت خیلی وقته به درستی غذا نخورده ام، روز به روز بیشتر خسته میشدم و بدنم ضعیف تر میشد اما با این حال بازم کار میکردم ولی خیلی وقته پیش الیزا نرفتم او در مورد بیماریام نمیدانست چون آنقدر خوب خودم را نشان میدادم که حتی به این فکر نمیکرد که من حالم بد باشد..لباس را روی بند گذاشتم تا زودتر خشک شود،شنلم را پوشیدم تا دوباره به جنگل بروم و به دانه هایی که کاشته بودم سری بزنم که البته الان خیلی خوب رشد کردن، درو باز کردم و کفش هایم را پوشیدم و...
-------------------------------ᄒᴥᄒ----------------------------
کدوم از این پارت هارو بیشتر دوست داشتین؟
- ۹۷۲
- ۰۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط