#نهضت خرید نکردن از مغازه دار بی حجاب👌

#نهضت خرید نکردن از مغازه دار بی حجاب👌

#خاطره

#نهضت خرید نکردن از مغازه دار بی حجاب👌

#خاطره
همیشه از مغازه ی نزدیک‌ خونه با پیک رایگان گوشت می خریدم و در منزل می آورد.
این بار که با کالابرگ می خواستم خرید کنم ناچار شدم حضوری برم.
وارد مغازه شدم و دیدم فروشنده بی حجاب شده.😒
برای همیشه از اون مغازه خداحافظیدم👋

رفتم مغازه ی روبروش
به به! همه بی حجاب بودند. چون همه آقا بودند.😂😂
کارت مغازه رو گرفتم و تصمیم گرفتم مشتری ثابتشون بشم.
گوشت رو‌ کشید و لحظه آخر که رفتم دم صندوق، یهو یک خانم بی حجاب از پشت اومد پای کارت خوان!!😳
قبل از اینکه کارت رو بکشه گفتم: «سرتون کنید!»
گفت: نمی خوام!
گفتم: از بی حجاب خرید نمی کنم!
گفت که اصلا روسری همراهش نداره!🤥

رو کردم به بقیه کارکنان قصابی و گفتم: همیشه مشتری همسایه تون بودم. وقتی امروز دیدم بی روسری توی مغازه اش کار می کنه ، برای همیشه رهاشون کردم و اومدم مشتری ثابت شما بشم. اگر این خانم هم بی حجابه از شما هم دیگه خرید نمی کنم🤨
یهو یه روسری از کیفش در آورد و‌ سرش کرد!

بیایید هر مغازه ای که بی حجاب بود، با این جمله ترکش کنیم:
«از بی حجاب خرید نمی کنم.»

اگر کسی به مادرمان توهین می کرد، پایمان را مغازه اش نمی گذاشتیم.💪 حرمت حکم خدا از والدینمان بالاتر است.

شما هم خاطرات تون از امر به معروف هایی که کردید رو برامون ارسال کنید و با انتقال تجربه تون در ثواب نشر و گسترش این فریضه واجب سهیم شوید
#خاطره موثر در #امربه‌معروف
#نهی‌از‌منکر
#احیاگران_امربه‌معروف‌ونهی‌ازمنکر
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۴از مغازه که بیرون اومدیم، دو تا کیسه‌ی پارچه دستم بود...

┄┉✿┉┄ ⇠ صحبت های پایانی نامجون 🐨: شما واقعاً منو تحت تأثیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط