دلم می‌خواست

دلم می‌خواست
از پنجره‌ای که رو به دنیایم باز می‌شود
قشنگ‌ترین احساس آدمها را ببینم!
آدمهایی که دست در دست همدیگر
عشق و محبت بینشان رد و بدل می‌شود
و جوشش شوق و ذوق از چشمانشان
خیابان ها و کوچه‌های شهر را
به وجد می‌آورد!
دلم می‌خواست این بهار
فقط رنگ خوشبختی تمام دیوارهای خانه‌ها را
تزئین کرده باشد ...🌱💜
‌┈••✾❀♡🄱🄰🄷🄰🅁♡❀✾••┈
دیدگاه ها (۱)

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت ۲۷

P : 17

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

In the Embrace of DarknessPART 3جونگ‌کوک هنوز وسط کوچه ایستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط